ترسناک‌ترین فیلم‌های ۲۰۰۹ ترسناک‌ترین فیلم‌های ۲۰۰۹
جدیدترین فیلم‌های سراسر وحشت با کیفیت عالی و زیرنویس فارسی
مترجم متن ۱۶ زبان
سایتهای خارجی را از این پس با زبان فارسی باز کنید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 1 بهمن ماه سال 1386

 

در سینه ام داغی نهاد  از عشق خود رفت ازبرم
چندان شتابان رفت  او  چون اشک از چشم ترم

 

دیــدم که غـوغـا می کــند رو سوی بالا می کند
با دست اشارت می کندیعنی گذشت آب ازسرم

 

غرق وجود او شــدم   محو دو چـشـم او مــــنم
دریای حسن  عشق را زیـبـا ترین ماهـی شـدم

 

چــون پرتـو حـسن ورا آیـیــنـه ی قـــلبـم ربـــود
عقل و حـواس آدمی چون بـاد  پـیـچیـد از سـرم

 

گفتم که هی ! بی من مرو جانم به لب آمدبمان
در این سرای بی کسی جـانان مـن از مـن مـرم

 

خنـدید گفتا یـار من خواند ه اسـت  مـا را از کـرم
من هم چـو مـرغـی  وا شـده پروا ز دارم تا حـرم

 

دیــدم هــوای سیـنـه ام کـم کـم بــارانـی شــده
استاره های چشم هم جـاری شده بر گـونـــه ام

 

گفتم خوشا آن بی دلی  معشو قه اش چون او بود
زیرا کـه خـوبـان یکـسره  پـرواز کـردنـد تـا حـــــرم

 

از کاروان جا مانـده ام ،تـنــهـای تــنـهـا مـانــده ام
او رفت با بی او شدن بـالـم شکـست و هم پـرم

 

گفتــاعلی جان سینه ات تا کی تو داغون میکنی؟
گـفـتـم زمــانــی تــا زنـــم پــر سـوی رب اکـــبرم

 

پنجشنبه 20 دی ماه سال 1386

 

یا حسین! در تنگنای این دل غم دیده ام

باز شورِ عشق تو افتـاد، بر کاشـانه ام

 

جوشش خونم دلم را در وجودم آب کرد

ای سراپاعشق و معنا بر گذربرسینه ام

 

باز قلبم میزند چون که محرم شد عـیان

خون دل بیرون جهید ازدیدگان برگونه ام

تو زدی عشق خودت رابر دل ما هم گره

تا ابــد یارا ! گـره را وا مـکن از سیـنـه ام

 

عشق تو هم کینه هاازسینه هابیرون کند

ای فـدای تار مـویـت این دل بی چـاره ام

 

راه تو ،هم مرگ تو، هم جنگ تو زیبایی است

ایـن سخن را از زبـان دخـت حیدر گفته ام

 

(مـا رایتُ) گفت زیـنب بر یزید(الاّ جـمـــیل )

یعنی اندر این اسارت من ملاحت دیده ام

 

دین جـدت را تو با خونت که احـیا کرده ای

زنده کن روح و دل بی رونقم که مـرده ام

 

عشق شیرینت مرا هم شاعری تعلیم داد

چون که با آه سحرگاهم به راهت بوده ام

 

در وفاداری به عشقش ای علی خوب آمدی

چون که در چشم شرر بارت گهرها دیده ام

 

 

 

چهارشنبه 12 دی ماه سال 1386

 

دوستان رفتند و من در چنگ طوفان مانده ام

وای مـن تـنـهای تـنـها زیـر بـاران مـانــده ام

 

کـاروان در کـاروان رفـتـنـد اوج آســـمان

وه چرا من زیر باران آه گویان مانده ام

 

دوسـتان ویــران شـده ایـن کـلـبه ی احـزان من

یوسفم بر تخت شاهی من به کنعان مانده ام

 

او خودش دشتی شقایق ، نیلفر در طرف باغ

من پـر از بـرف و تگرگ و آه  و  افغان مانده ام

 

می نشینم بر رهش تا کی خبر آرد کسی

با دلی طوفان زده رنجور و لرزان مانده ام

 

شمع شبهای غمم را در کجا یابم که من

غرق تاریکی و غم،تنهای حیران مانده ام

 

هر کجا یابم تو را  گویم به تو ای بی وفا

تا به کی از درد تو نالان و گریان مانده ام

 

در امـید وصــل او در بـاغ و در دشت و چـمن

ای خدا تا کی به دنبالش شتابان مانده ام

 

یا علی دستم به دامانت در این محنت سرای

من سراپا غـرق اشـک همـچـو باران مانده ام

 

 

جمعه 30 آذر ماه سال 1386

سلام

عید بر عاشقان مبارک باد         عاشقان عیدتان مبارک باد

 

اومدم تبریک بگم تقارن این دو مناسبت عزیز رو به همه ی کسانی که

 

آدم هستند ، میگن از یکی پرسیدند خوشبخت ترین زن دنیا کیست 

 

جواب داد حوا، گفتند چرا؟!!  گفت چون همسرش آدم بوده....فرق نمیکنه چه

 

مرام ومسلکی دارند مسلمان هستن یا مسیحی یا یهودی و....مهم اینه که

 

میدونن زیبایی یعنی چه ، مهم اینه که دوستی عشق، مهر و محبت رو

 

دوست دارند یلدا روز تولد میترا(مهر) است امیدوارم خداوند دلهای همه

 

رو پر از مهر خود کنه و به ما هم طریقه مهرورزی رو یاد بده خدایا چقدر

 

آدم از خوشیهای دیگران شاد میشه غم و غصه ی خودشو هم فراموش

 

میکنه و این مناسبتها چقدر زیبا هستن مخصوصا عید قربان ، و امیدوارم

 

اون استحقاق و لیاقت رو تو وجودمون داشته باشیم  تا اسماعیل درون

 

و برون خود رو با عشق و سربلندی در راه دوست  در قربانگاه یکرنگی

 

و بی رنگی فدا کنیم  دوستی که هرچه داریم از اوست  از خداوند

 

مهربان میخوام  تا شب یلدایی دیگر هموطنان عزیزم را که لایق اینچنین

 

شادیها و جشنها هستند و این جشنها به قدمت هستی آنان است

 

،سرفراز و موفق بدارد و همه ی مشکلات روز کشور رو با دست توانای

 

خودش حل کنه. و سرنوشت کشور و ملت را دست کسانی بده که از

 

ته دل در راه آبادانی کشور قدم بر میدارند.   آمین

 

پنجشنبه 22 آذر ماه سال 1386

امروز داشتیم در مورد اسلام و بحث دیرنه ی زن و شخصیتش و اینکه اسلام تا چه اندازه به زن شخصیت قائله و اصولا این که ما آیا مردمی هستیم خرافی؟ بحث میکردیم ابتدا یکی از خانم ها سوال کرد که آیا این روایت از پیامبر درسته که از زنهای چشم آبی بپرهیزید؟  گفتم که من هم اون حدیث رو خوندم ولی فکر نکنم عقیده ی پیامبر بزرگ اسلام این باشه  اصلا از کجا معلومه این روایت جعلی نباشه بعد سوال دیگری مطرح شد که چرا در اسلام دیه ی زن نصف مرده  من گفتم که اتفاقا اسلام به زن شخصیت قایل شده که اگه مرد بمیره دو برابر اون مالی روکه هنگام فوت زن بهش میدن به زن تعلق میگیره یعنی اگه دیه یک مرد ده میلیون باشه اگه مرد فوت کنه ده ملیون به زنش میدن ولی برعکس اگه زن بمیره پنج ملیون به مرد. یکی گفت پس تکلیف پسر و دختری که هنوز ازدواج نکرده چی؟ خلاصه اونقدر جر و بحث کردیم که در آخر یکی از دوستان گفت فلانی ما با تو نیستیم الانه که بیرون رفتنی حتما حراست جلو ی شما رو میگیره  یکی از خانم ها گفت که زبان سرخ سر سبز را به باد میده و...........میخوام بگم که من خودم کاملا معتقدم که اسلام منهای این حرف های غیر منطقی و من در آوردی،  دینی است مترقًی  که سعادت انسان در گرو عمل به آموزه های این دین مقدس است البته در صورتی که خرافات رو بزاریم کنار، بعنوان مثال ما یک فامیل نزدیک داشتیم که در اثر حادثه رانندگی فوت کرد  چهلمش نشده بود که پدرش هم فوت کرد  حالا تا اینجا مسئله حله  مشکلات بعد از این شروع میشه  که این فامیل ما موقع فوتش یک دختر داشته ،دختری خیلی زیبا و مودب ، میگن در اسلام یک قانونیه نمیدونم اصطلاح فقهیش چیه ولی ما میگیم  "بابا مرحومی" که اگه پسر قبل از پدر بمیره اگه اون پسره فرزندی داشته باشه هیچ ارثیه ای از سهم پدرش به او نمی رسه یعنی حتما باید دعا کنی پدرت قبل از تو بمیره تا بچه ات بتونه ارثی که متعلق به توست نصیبش بشه!! حالا شما تصور کنید یه دختر پانزده ساله و محروم از نعمت هم پدری و هم مادری زیرا که مادرش هم  مجبور شد ازدواج کنه به خاطر اینکه هیچ پناهی نداشت و بعد از ازدواج شوهرش گفت که نباید دخترتو بیاری خونه ی من  و......... .
یا در مورد مسئله ی حج در طواف النسا میگن هر کس از مردها نتونه سوره حمد رو با اون مخارج و ادای هر حرف از مخرج خاص خودش صحیح ادا کنه تمامی زن های عالم بهش حرام میشن! یعنی اینکه زنش رو باید طلاق بده و زنش براش حرامه !!و حرف و حدیث های خیلی زیاد مانند ازدواج دختر 9 ساله و یا روزه گرفتن دختر نه ساله و غیره همش باعث شده این چهره ی زیبا و نورانی اسلام در نزد اونهایی که دینشون غیر از دین ماست ، خدشه دار بشه  چون اسلام هیچ وقت حاضر نیست حق کسی ضایع بشه و همیشه با بی عالتی ها و مظاهر ظلم مبارزه کرده ،و به قول  یک نویسنده ی خارجی که مسیحی هم هست که عنوان کتابش هست  "محمد پیامبری که از نو باید شناخت"،  چهره ی مترقی و سراسر صلح و صفا و برادری و برابری اسلام را انگونه که واقعیت داره به همگان بشناسانیم و با تفسیر به رای خود این دین عزیز را مظلوم نکنیم ! مثلا پیامبر سراسر رحمت وعزت اسلام یا حضرت علی آن مظلوم ترین مرد تاریخ  که بیست و سه سال تو سط بعضی افراد نادان که شباهت زیادی به امروزی ها دارند، خانه نشین شد، سخنی در برهه ای از زمان و فقط به خاطر حادثه ای که در اون مقطع تاریخی افتاده، گفته ،دیگه به همه اعصار و مکان و زمان تعمیم ندیم و به عنوان یک حکم قطعی برای دیگران حکم صادر نکنیم  همانگونه که امام صادق فرمودند که "دو طایفه کمر مرا  شکستند، عالمان بی‌عمل و مسلمانان مقدس‌مأب!   .کاش یک مجتهد و عالم ،با جرات و مدیری پیدا میشد که اون حرف و حدیثهایی را که دیگران به خاطر اونها دین ما رو زیر سوال میبرند خاتمه می داد چون پیامبر اکرم خودش نیز با تجدد گرایی مخالف نبوده و معتقد به (به روز) بودن بود و از فرمایشات اوست که  فرزندان خودتون رو برای روزهای آینده پرورش دهید و مطابق زمان حال و آینده.
از خداوند پاک و عزیز میخوام همه ما رو به اون راهی هدایت کنه که خواست خودش و مطابق مصلحت خودشه  و پرده های جهل و نادانی رو از مقابل چشمهای ما برداره و مسلمانی باشیم به روز ، با اعتقادی کامل.
والسلام      

شنبه 17 آذر ماه سال 1386

 

مــران از درم ای طبیـب دلـــم

 

که من در هوای تو پر می زنم

 

 

گرم روزی آن چشم پر اخترت را

 

ز مـن بر بتابی کــجا دل  بـرم ؟

 

 

من آن مرغ وحشی شدم صیدتو

 

که دام تــو باشـد مرا هـمـدمــم

 

 

تو ای عشق چشمت شده شور و شر

 

در آن دل کــه باشــد قــریــن تـنــم

 

 

هــمــه فــکـر تـو ذکـر تـو مـهر تو

 

شـده کـار و بار دل بـی کـسـم

 

 

فرو می چکد اشــک غم از رخــم

 

که تیـر غمـت در دو چشـم تــرم

 

 

خــدا را  خــدا را تــو ای روح مــن

 

بـیـا در بــــزن ایـن دل نـازکـــــم

 

 

مرو ! روح من خسته است از جفا

 

که من نـاز چـشم تو را می خـــرم

 

 

تــو صــیــاد مـن بــــوده ای از ازل

 

زبـهـر تـو پـر می زنــد این دلـــم

 

 

طپش در طپش باز هم در طپش

 

چـرا ؟ چـون تو هستی قرار دلــم

 

 

خـدایا ! عــلــی گرچــه درب تـو زد

 

در رحــمــتــت بر گــشــا از کــرم

جمعه 2 آذر ماه سال 1386

سلام

میخوام قبل از اینکه حرفامو شروع کنم از خدا برای هممون یه چیزی بخوام خدایی که  (نه) در او راه نداره خدایی که مهربانتر از مادر ،پدر و دوست خوب است خدایی که نمیذاره ما تو آتش جهنم این دنیا و اون دنیا بسوزیم ما در مقابل او مثل یک کودکی هستیم عاجر که اگه بر ما خشم بگیره بازم مثل همون کودک که به دامان مادرش پناه میبره ما هم به دامان او پناه می بریم البته ابن دفعه مهربانتر از مادر. نمیدونم ولی میخوام  یه حرفی که تو دلم گیر کرده براتون در گوشی بگم که من هر وقت خواستم یه کار خلافی انجام بدم یه اتفاقی افتاده که نتونستم اون کارو انجام بدم  بدون استثنا مثلا در مورد همین اینترنت که یه آدم میتونه انواع اقسام خلافکاریها رو بکنه  از چتهای آنچنانی گرفته  تا فیلم و عکسهای کثیف و کل کل زدن با ادمهای منحرف حتما یا تلفن زنگ زده  یا مهمون اومده، یا برق رفته و ....نمیدونم چه جوری ازش تشکر کنم  منی که اصلا لیاقت مواجهه با او رو ندارم اصلا احساس میکنم حیفه که بخوام اسمشو بر زبون بیارم واقعا او برای همه ی ما کافیه.  نه، کافی نیست از سر ما هم خیلی زیادتره به قول مولانا :

 ای خدا ای فضل تو حاجت روا     با تو یاد هیچ کس نبود روا              

این مهربانیت او رو ما هممون دیدیم موقعی که آدم دستش از همه جا کوتاه میشه به قول ضرب المثل ترکی که : نه له له قالدی نه شله  یعنی نه نوکر موندو نه بارش     وقتی که همه چی و همه کس از دستمون رفت و یا در کارمون با شکست شدیدی مواجه شدیم و یا در کار گناهی که میخواستیم بکنیم شکست خوردیم و دست از پا دراز به طرفش رفتیم او بر خلاف ما ادما که نه حوصله شو داریم و نه تحملش رو باز هم اوست که هزار بار هم اگه ازش روی بر گرداندیم ما رو قبول میکنه و  این بار اتفاقا خیلی احساس پشتگرمی میکنیم  و این حس واین پشتگرمی فقط و فقط چیزی نیست  جز خدا که در ما ایجاد کرده

آدم در بعضی مواقع راهی رو میره که اصلا با فکرو منطق و اعتقادات او سازگار نیست ولی موقعیت و شرایط خاص روحی و روانی درش تاثیر میذاره و مجبور میشه با همون شخصیت تحمیلی به کارش ادامه بده راهی که برگشتن ازش واقعا هنر میخواد من خودم همیشه کارامو به او واگذار میکنم البته کاش میتونستم او رو برای همیشه داشته باشم

راستی اول حرفام یه آرزویی کردم ولی تا یادم نرفته براتون بگم که خدایا همه ی ما رو به خودمان وامگذار که لایق آزادی بدون تو نیستیم و نمیخواهیم چرا که ما چون بنده و دست پرورده ی توایم لیاقتمون از این حرفا بیشتره که بدون تو آزاد باشیم و میخواهیم اسیر و زندانی عشق تو بشیم زیرا که هر که در بند تو است آزاد است چون تو بهترین معشوقه ای هستی که عاشق تو هیچ وقت تن به هیچ پستی نمیده بر خلاف انسانها آخه تو اونقدر بالا و والا هستی که راضی به خوار کردن عاشقت نیستی

   هر چه آن خسرو کند شیرین بود  

موفق باشید

 

پنجشنبه 1 آذر ماه سال 1386

 

تقدیم میکنم خدمت همه ی عزیزانی که دلشان بی رنگ  و زبانشان پاک و سینه شان پر از گرمی عشق است.

 

ای خوشـا آنانــکه در بنـدت گرفتار آمدند

در به روی غیــر بستند و به دیـدار آمدند

 

سینه شان لبریز ازعشق و زبانشان پرگداز

از بــرای درد خــود نـالان به گـفـتـار آمــدنــد

 

عقلشان آتش نشان و روحشان اتش فشان

عـقل را در زیــر پـای عـشـق بـر دار آمدنـــد

 

دیـن و دنیا و هـمـه تـقـلـیـد از ســوداگــران

هـم به یک سـو بر نـهادنـد و بـه زنهار آمدند

 

روحـشان کــز عـالم وحـدت جدا افـتاده شـد

راهــشـان را یکـسره تا مــلک دادار آمــدنــد

 

مال دنیـا خــورده انــد و کــار عــقبی کرده اند

اینــچنین هـر دو جــهان شاد و سبـکبار آمدند

 

پیش پـای خــود چــراغ عـشـق را افـکنـده انـد

بی هراس و دغدغه خنـدان به گـلـزار آمــدنــد

 

من فـدای هـر دو چـشم مست این آهو وشــان

چـون کـه این میـنا دلان شـیری علـی وار آمدنــد